تبليغاتX
زرتشت
زرتشت پیامبری راستین!

 

گات ها انسانی است:

 

گات ها مدافع شان انسان هاست. دین زرتشت نخستین دین می داند که به محیط زیست و اکولوژی توجه کرده است. در گات ها، آدمیان همکار خدا (و نه بنده یا فرزند خدا) دانسته شده اند. زن و مرد دارای حقوق مساوی هستند و همه جا زرتشت زن و مرد را جداگانه و باهم و در یک ردیف مخاطب قرار می دهد. تورانی خوب را همانند ایرانی خوب می ستاید. و نزدیکی آدمی به اهورامزدارا در میزان اشویی او می داند. اشویی با کار بردن اندیشه، گفتار و کردار نیک فراهم می شود. گات ها، رهبران کشوری و دینی ستمکار و نادرست را، چند جا نکوهش کرده و سفارش می کند که نیکان (اشوان) باید با هم یگانه و همدل باشند و در برابر رهبران بیدادگر ایستادگی نمایند. کات ها دروغ و ریا را محکوم می کند. حتی دروغ مصلحت آمیز و عمل به تقیه را جایز نمی داند. گات ها می گوید که دروغ و راستی با هم سازگاری ندارند و هیچ گونه همزیستی مسالمت آمیز بین آن ها امکان پذیر نیست.

 

اصول گات ها، کلی، مطلق، و ابدی است.

 

نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 12:4 | لینک  | 

 

گات ها ابدی است:

 

کات ها وابسته به زمان و مکان معینی نیست. گفتار گات ها ابدی است. هیچ گفتاری شان نزول خاص ندارد و هیچ امری موردی نیست. از این رو گفتارهای گات ها دوگانگی نیست و یکپارچگی اندیشه در سراسر گات ها چشم گیر است.

از آن جا که اندرزهای گات ها کلی است و همیشه باید خرد و وجدان راهنمای آدمی باشد، در به کاربستن آن ها دشواری پیش نمی آید. مثلا درباره روزه گرفتن، یا مالیات به نرخ معین دادن یا به زیارت مکان های مقدس رفتن حکمی در گات ها وجود ندارد. از این رو، محدودیت های دست و پاگیر زمان و مکان و یا مقتضیات ویژه اقتصادی، فنی، یا سیاسی، مشکلی به وجود نیاورده و در ابدیت آن خدشه ای وارد نمی کند.

 

نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 12:0 | لینک  | 

 

گات ها جهانی است:

 

گات ها، راه خوب زیستن را به همه ی مردمان، صرف نظر از جنس، مذهب، و نژاد می آموزد. همه ی مردمان را مخاطب قرار می دهد و زرتشت برای همه کسانی که از دور و نزدیک برای شنیدن گفتار او آمده اند سخن دارد. از جمله می گوید:

 

" من، از آغاز هستی، از آن چه اهورامزدا به من گفته برای شما سخن می گویم.... آن چه را که اهورامزدا به من و برای همه مردمان (بشریت) گفته است. کسانی که به این اندرزها دل بدهند و آن ها را کار بندند، از راه کردار خودشان که ملهم از اندیشه نیکشان است، به رسایی خواهند رسید. "

 

در جای دیگر در گات ها، اشوزرتشت می گوید که او برای راهنمایی همه آمده است، تا مردمان را روشن کند، با داد اهورایی آشنا سازد، و بکوشد تا مردمان از بدی دوری جویند و به خوبی گرایند دینی را بیاموزد که برای همه بهترین دین است.

 

نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 14:31 | لینک  | 

 

گات ها عملی است:

 

گات ها دین شدنی ها، دین کار و کوشش، سازندگی، و پشرفت است. گات ها، رهبانیت، کناره گیری از دنیا، و درویشی را سفارش نمی کند. گات ها، کار، سازندگی و بهره برداری درست از داده های اهورامزدا را شرط رستگاری می داند. دنیا و مادیات باعث نکبت و بدبختی نیستند. ماده چون داده خدایی است خوب و دوست داشتنی است و حمایت از طبیعت و محیط زیست، دستور دینی است.

گات ها باکلان کار دارد به خرد و ریز نمی پردازد. دستور های گات ها کلی است و وارد جزییات نمی شود. و این ویژگی از زیبایی های گات هاست که آن را همیشگی می کند. در گات ها دستورهای امر و نهی موردی، کمتر وجود دارد.

از هر آن چه به سلامت تن و اندیشه آزار برساند باید دوری جست. کار بستن آن ها در هر مورد با توجه به شرایط زمان و مکان، پیشرفت دانش و تکنولوژی با خود آدمی است که با راهنمایی خرد کار بندد.

از جهت عملی، اندرزهای گات ها در سه بنیاد ساده اندیشه ی نیک (هومت)، گفتار نیک (هوخت) و کردارنیک (هورشت) خلاصه می شود.

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

نوشته شده توسط وستا در ساعت 13:18 | لینک  | 

 

این سرودها، از آفرینش و روش درست زیستن سخن می گویند. هر کس در باور و گزینش روش زندگی خود با توجه به نتایجی که بر هر گونه رفتاری بار است، آزاد است. گات ها بهترین الگوی رفتاری را سفارش می کند.

دانایان روش خوب و نابخردان روش بد را انتخاب می کنند.

 

گات ها، منطقی، عملی، جهانی، ابدی و انسانی است.

 

گات ها منطقی است:

 

خرد اهورایی، رشته ای است که سراسر گات ها را به هم پیوند می دهد. اهورامزدا در خرد، جهان را پدید آورد. اشوزرتشت از راه خرد به هستی اهورامزدای یگانه پی برد. از راه خرد، پیام اهورامزدا را دریافت داشت و به پیامبری رسید. اشوزرتشت از راه خرد مردم را شنیدن سخنان خود و پذیرش دین راستین فراخواند.

 

درباره ی عملی، جهانی، ابدی و انسانی بودن گات ها در آینده براتون می نویسم!

 

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

نوشته شده توسط وستا در ساعت 16:34 | لینک  | 

خداوند، هستی بی کران، کمال اخلاق، خوبی افزاینده، راستی و داد مطلق، و پیشرفت دهنده است، که در آن آدمی با داشتن پرتوی از همه فروزهای اهورایی همکار اهورامزداست، که در آن سپنتامینیو بازتاب افزایندگی و سازندگی اهورامزدا و نشان دهنده فراگرد دائمی آفرینش است، که در آن اشا قانون تغییر ناپذیر راستی و پیشرفت است، که در آن تقدس چیزی جز خوبی، افزایندگی، فراوانی و پیشرفت نیست. اشوزرتشت گفت که خداوند نیازی به قربانی و نذر ندارد، و با مراسم ظاهری فریب نمی خورد، که مردمان امناء جهان و موجودات آن هستند و باید در نگاهداری آن کوشا باشند، که خشونت به انسان ها، آزار به حیوانات، صدمه به گیاه، و تخریب محیط زیست ناسپاسی نسبت به اهورامزداست.   

نوشته شده توسط وستا در ساعت 11:49 | لینک  | 

 

اشوزرتشت خداوند را جهان برونی، جهان درونی، و اهورایی توصیف می کند. از جنبه جهان برونی اهورامزدا همه جا هست: در جهان و ماوراء آن. جهان وابسته به اهورامزداست ولی او به جهان متکی نیست. او خارج از زمان و مکان است ولی زمان و مکان در او و با اوست.

از جنبه جهان درونی خداوند درهمه چیز جلوه گر است: در سنگ ریزه ی بیابان، در دانه ی گیاه، در زندگی حیوان، و دراندیشه و روان انسان. او در همه هستی ها هست. هستی تنها بر اهورامزدا استوار است.

خداوند اهوراست، اندام و پیکره ندارد ولی از راه فروزه های خود- که منحصرا نیک و اخلاقی هستند- با افرادی که بخواهند ارتباط شخصی برقرار می کند. اهورامزدا آدمی را در شبه اخلاقی خودش هست کرد. این "شبه" نشان دهنده "اشتراک فروزه ها" ست، و این اشتراک فروزه ها ایجاد "رابطه" ای می کند که بین نیکوکاران و اهورامزدا برقرار برقرار می شود. اهورامزدا پیکره ندارد.  پیکره خیالی فروهر را برخی از روی نا آگاهی پیکره اهورامزدا، خوانده اند که درست نیست.

در ادیان ابراهیمی، هم خداوند در برابر پیامبر ظاهر می شود و هم پیامبر به حضور خداوند می رود البته بدون این که خداوند را بیند. در دین زرتشت پیامبر هیچ گاه،  با اهورامزدا روبه رو نمی شود بلکه اشوزرتشت تنها در اندیشه و وجدان خود اهورامزدا را می بیند و پیام او را دریافت می کند. این همان ارتباطی است که بین اهورامزدا و آدمیان از راه خرد، وجدان، مهر و دیگر فروزه های اهورایی برقرار می شود. اشوزرتشت از راه اندیشه، وجدان، و بینش خدا را شناخت و پیام او را دریافت داشت. بنابراین آن چه زرتشت از خدا می شناسد، فروزه ها و توانایی های اوست.

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

نوشته شده توسط وستا در ساعت 11:47 | لینک  | 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 13:59 | لینک  | 

 

ایرانیان سال خورشیدی نگاه می داشتند، و سال را به دوازده ماه و هر ماه به سی روز بخش می کردند. به این ترتیب سال 360 روز می شد و شروع سال بعد هر سال پنج روز و پنج روز و پنج ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه زودتر انجام می شد. برای رفع این مشکل، هخامنشیان هر شش سال، یک ماه به سالشان می افزودند. اشکانیان هم، همان گاهنامه هخامنشیان را دنبال می کردند. ساسانیان تقسیم دوازده ماه، و هر ماه سی روز، در سال را حفظ کردند برای هر روز نامی معین کردند و پنج روز هم به آخر سال افزودند به نام "گات ها". به این ترتیب، سال ساسانی 365 روز شد و برای جبران ساعت و 48 ثانیه، هر یکصد و بیست سال، یک ماه به سال می افزودند.

در آغاز سده ششم میلادی ساسانیان روش "کبیسه" را برگزیدند یعنی هر چهار سال یک روز به ماه می افزودند و آن را به نام "اورداد" یعنی روز افزوده خداداد می نامیدند.

هفت روز اول  ماه به نام اهورامزدا و امشاسپندان (اورمزد، بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمزد، خرداد،امرداد) و 23 روز دیگر به نام ایزدان است. روزهای اول، هشتم، پانزدهم و بیست سوم هر ماه بنام خداوند است (اورمزد، دی به آذر، دی به مهر، دی به دین) بنابراین می شود از جهتی گفت که هر ماه به دو بخش هفت روز و دو بخش هشت روز تقسیم می شود و این نزدیک ترین شباهت تقسیمات ماه زرتشتی با ماه به چهار هفته ای است.

 

نام های سی روز ماه:

 

اورمزد: خداوند جان و خرد... بهمن: منش (اندیشه) نیک... اردیبهشت: راه راستی، دادگری... شهریور: توان برگزیده و سازنده... سپندارمزد: مهر و آرایش افزاینده... خرداد: رسایی و خود شناسی... امرداد: بی مرگی و جاودانی... دی به آذر: آفریدگار... آذر: آتش، فروغ... آبان: آب ها... خیر: خورشید... ماه: ماه... تیر: ستاره باران... گوش: گیتی... دی به مهر: آفریدگار... مهر: پیمان و دوستی... سروش: کارکرد به ندای وجدان، پیام آور راستی و دین... رشن: دادگری... فروردین: روان پاسدار، پیشرفت... ورهرام: پیروزی... رام: صلح و آشتی... باد: باد(هوا)... دی به دین: آفریدگار... دین: وجدان و دین... ارد: برکت و داده اهورایی... اشتاد: کار، داد، راستی... آسمان: آسمان... زامیاد: زمین... مانتره سپند: سخن اندیشه زا، نماز، گفتار نیک... انارام: نور درخشنده و روشنایی بی پایان

 

نام دوازده ماه سال:

 

فروردین: ماه فره وشی ها(روان های پاسدار و پیشرفت دهنده)... اردیبهشت: ماه راستی ها و دادگری ها... خرداد: ماه خودشناسی ها و رسایی ها... تیر: ماه برکت و فراوانی... امرداد: ماه بی مرگی ها، جاودانی... شهریور: ماه نیروی سازنده و برگزیده... مهر: ماه دوستی و پیمان... آبان: ماه آب ها... آذر: ماه آتشی و فروغ پاکی... دی: ماه دهش، دادار... بهمن: ماه خرد(منش نیک)... اسفند: ماه مهر و آرامش افزاینده (این ماه تولده منه!!!!)

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

نوشته شده توسط وستا در ساعت 23:26 | لینک  | 

 

* پایانی برای آفرینش نیست. همان گونه که آغازی نداشته است. اهورامزدا همیشگی است و فروزه های او از جهت چونی (کیفی) هم دگرگونی ناپذیرند و از جهت چندی (کمی) افزاینده. آفرینش یکی از آن فروزه هاست.

 

اشا دگرگونی ناپذیر است. بنابراین راستی پایانی ندارد. 

* گات ها، اشاره به پایان زمان دارد. پایان زمان، سرانجام یک دوره (سیکل) آفرینش و ادامه آن بیرون از زمان و یا در بی ابعادی است.

نوشته شده توسط وستا در ساعت 23:55 | لینک  |