تبليغاتX
زرتشت
زرتشت پیامبری راستین!

نوشته شده توسط وستا در ساعت 14:20 | لینک  | 

 

بر روی استوانه ای که در آغاز سده اخیر در کندوکاو های بابل (جنوب عراق) پیدا شد و وابسته به سال 539 پیش از مسیح است، کوروش نوشته است:

 

«من به همه کس آزادی دین دادم که هر خدایی را می خواهند بپرستند و هیچ کس حق مزاحمت و منع دیگری را در این کار ندادم. من اجازه ندادم هیچ خانه ای خراب شود و دارایی هیچ کس از او گرفته شود. خدای بزرگ همه این توفیقات را به من داد. از بابل گرفته تا آسور، شوش، آکاد و فراز فرات. خواست من این بود که همه پرستشگاه های ادیان مختلف از نو رونق گیرد و به آن ها که خانه هاشان خراب شده بود کمک کردم که خانه هاشان را از نو بسازند. من آشتی و آرامش را به همه ارمغان دادم.»

 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 17:23 | لینک 

 

الگو های ناپسند رفتاری در گات ها، آن هایی است که حقوق بشر را تهدید می کنند. خشم و کینه توزی، دروغ و بیداد، پشتیبانی از فرمانروایان ستمگر، بی قانون و تبعیض، در گات ها با بیان هایی مختلف، مردود شمرده شده است.

تساوی حقوق زن و مرد شناخته شده است. در گات ها، هر جا اشوزرتشت مردم را برای شنیدن پیامش فرا می خواند، از زن (نایری) و مرد (نا) جداگانه نام می برد. همچنین او، زن و مرد را هنگام اختیار همسر در رده برابر قرار می دهد. او به دختران و پسران اندرز می دهد که، پیش از بستن پیمان زناشویی، با خرد خود رایزنی نمایند، به مهر دل گوش دهند و همسری را برگزینند که در پیش برد راستی و اشا با آنان همگام باشد.

باور به تساوی زن و مرد در سنت زرتشتی، تا آن جا بود که، دانشمندان زرتشتی پس از زرتشت، سه فروزه وهومن، اشا و خشتر را از جهت لغوی در دستور زبان مذکر کردند و سه فروزه دیگر آرمیتی، ه اوروتات و امرتات را مونث نگاه داشتند.

نبودن واژه برده، در گات ها نشانه ای دیگر است که اشوزرتشت چنین بنیادی را قبول نداشته است در حالی که در مذاهب ابراهیمی از برده و بنیاد بردگی سخن به میان آمده است. راست است که همه مذاهب سفارش به آزادی برده کرده اند ولی هیچ کدام بردگی را حرام اعلام نکرده اند و احکامی ناظر به بردگی در آن کتاب ها وجود دارد.

در گات ها، در بندهای گوناگون آمده است که، اشوان نباید از فرمانروای بیدادگر، و دروغکار پیروی کنند. در عین حال اشوان باید در راهنمایی و هدایت گمراهان بکوشند. رهبران دنیایی ممکن است قوی و زورمند بنمایند ولی نیروی راستین را تنها آن رهبرانی دارند که «اشو» باشند و در کارها با خرد رایزنی کنند، و به راستی و داد بگروند. قدرت راستین در اشا است. توان دربرگیرنده اهورامزدا تنها توان سازنده و دادگستر است است. قدرت ویران کنند از دید و سنت زرتشتی، توان راستین نیست.

بازتاب همین باورها بود که کوروش هخامنشی درباره اسرا نیز حقوق بشر را رعایت می کرد و بنابر گل نبشته ها، مزد آنان را به طور کامل می پرداخت. کوروش، مردم کشورهای مفتوحه را در پرستش خدایان خود، آزاد می گذاشت، حتی به معابد آنان می رفت و خدایانشان را نیایش می کرد. از این روست که از کوروش به نام نخستین مولف حقوق بشر نام برده می شود.

 

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 17:22 | لینک  | 

 

آزادی جز مهمی از قانون اشا است.

آزادی ارزشمند ترین داده اهورایی است، که در والاترین جلوه خود به صورت آزادی اندیشیدن و آزادی گزینش دین، زیر بنای گات هاست. اهورامزدا آدمی را در اندیشیدن، رایزنی با خرد و قبول یا رد دین، آزاد گذاشته است. و در عین حال از روی دادگری، هشدار داده است. آنان که به بدی گرایند، طبق قانون اشا، دچار اندوه و افسوس خواهند شد و آنان که دنبال خوبی بروند به خوشبختی و شادی می رسند.

خرد رشته ای است که اصول گات ها را به هم پیوند می دهد. آدمی در تصویر اخلاقی اهورامزدا خلق شده است. معنای آن این است که اهورامزدا و آدمی، در فروزهایی مشترک اند یکی از آن ها آزادی و اختیار است.

اهورامزدا خرد است و به همه آدمیان خرد ارزانی کرده است، تا در کارها با آن رایزنی کنند. تقلید و پیروی کورکورانه، در سنت زرتشتی نیست. گات ها، همه جا سفارش می کند که از خرد، در امور چاره جویی شود. از جهت رابطه آفریننده و آفریده، انسان همکار خداوند است و این همکاری از این روست که خداوند است پرتوی از قدرت اخلاقی خود را در آدمیان به ودیعه گذاشته است و آدمی را در تصویر اخلاقی خود خلق کرده است. البته انسان می تواند از همکاری خداوند سرپیچی کند.

در اسلام، انسان عبدالله است. در مسیحیت انسان فرزند خداست. در دین زرتشت انسان همکار خداست و به همین جهت، بین خداوند و انسان به جای حق مالکیت و یا حق ابوت، حق مشارکت وجود دارد. این آزادی به انسان اجازه می دهد که اگر بخواهد طبق قانون اشا در راه پیشرفت جهان به سوی زسایی کار کند، و یا آن که بر خلاف قانون اشا کار کرده، خود را از راستی بیگانه کند و بدبختی ببیند.

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 17:17 | لینک  | 

آدمی خوبی را باید به خاطر خوبی انجام دهد و نه به انتظار پاداش. خوبی و راستی، پاداش نیک را با خود می آورند... «راستی بهترین داده اهورایی است و خوشبختی از آن کسی است که به خاطر راستی، راست و درست باشد».

نوشته شده توسط وستا در ساعت 16:14 | لینک 

 

یکی از ویژگی های زیستن طبق قانون اشا، کوشش پویا در راه پیشرفت و رسیدن به رسایی است. تنبلی، اهریمنی و ناپسند است. خرد اهورایی، راستی و توان اخلاقی، از آن کسانی است که برای آبادانی جهان کار می کنند. در همه کوشش ها باید دل ها را از دشمنی، خشم و دروغ به دور نگاهداشت و راستی و مهر را گسترش داد.

دین زرتشت با رهبانیت و ترک دنیا، ازدواج نکردن و ریاضت، مخالف است. آرمان زندگی شادی و خوشبختی است که با کوشش در این جهان، با رسایی مینوی (کمال معنوی)، از راه سازندگی و دهشمندی به دست می آید.

برای شادی باید کوشید تا برابر با قانون اشا، بین تن و روان از یکسو و بین فرد و اجتماع از سوی دیگر هم آهنگی به وجود آورد. دین زرتشت روی سه هویت فردی، هویت دینی، و هویت اجتماعی، تکیه دارد.

زندگی جایگاه نبرد خوبی و بدی است و اشوان باید برای نیکویی و اشویی کوشش و مبارزه کنند. دین زرتشت «مبارزه جویی اخلاقی» را سفارش و «مبارزه جویی بدنی» را محکوم می کند. مبارزه اخلاقی، نخست باید در درون انسان صورت گیرد. پس از پیروزی انسان بر نفس بدی، برای راهنمایی دیگران می توان اقدام کرد. خودسازی مقدم بر جامعه سازی است.

 

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 16:12 | لینک  | 

 

در گات ها، بهشت و جهنم چگونگی روحی است. زیرا بی کران است و تابع فضا و زمان نیست. گات ها می گوید: روان های نیکان، در حالت شادی کامل به سرزمین سرود گارودمانا که همان سرزمین منش نیک و نگهوایش دمانامننگها است می رود. این سرزمین، در فضا محلی ندارد. سر منزل روان، مانند خود روان، غیر قابل لمس و نادیدنی و غیر قابل وصف است. در گات ها، بهشت و جهنم چیزی جز حالت خودآگاهی و هوشیاری نیست.

بدیهی است که این سرزمین و دنباله آن بهشت چیزی جز یک حالت فکری و روانی نیست و موقعیت و محلی در فضا ندارد، زیرا بی کران خارج از فضاست و شکل ندارد. پاداش نیکان (اشوان) شادی در جاودان است. این آن گونه حالت فکری و روانی است که در آن دوگانگی وجود ندارد. اندوه و بدی در آن نیست. سراسر برکت و خوبی است. برعکس، روان بدکار در هنگام گذر از چینوت، دچار اندوه و پشیمانی می شود. این مفهوم سره، پاکیزه، وغیرمادی بهشت و جهنم که در گات ها آمده است، در وندیداد و نوشته های پهلوی تغییر شکل می دهند. نویسندگان وندیداد، تا آن جا رفتند که برای بهشت و جهنم سطوح مختلف جعل کردند! شادی و اندوه زندگی پس از مرگ را، در لباس شادی و اندوه مادی توصیف نمودند.

در کتاب های پهلوی، نه تنها بهشت طبقه بندی شده است، بلکه چگونگی فرستادن اشوان به این طبقات نیز بحث شده است. بنا به این نوشته ها، سنجش کردارهای نیک اشوان، میزان تعیین سر منزل نهایی آنان است. پایین ترین طبقه بهشت،  در منطقه ستارگان است. طبقه بعدی در منطقه ماه، سومین در منطقه خورشید و بالاخره چهارمین در منطقه روشنایی بی پایان است. بهشت آکنده از نسیم خوشبو و بوهای گلاب و عطر است. به روان ها، جامه های فاخر می پوشانند. بر روی قالی های زربفت حرکت می کنند و بر تخت زرین می نشینند، خوراک بهشتی به آن ها می خورانند و ...!!!!

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

نوشته شده توسط وستا در ساعت 21:0 | لینک  | 

بنا به گات ها، اهورامزدا در روشنایی های بی پایان انگره راشا، که معرف فضای بی کران یا حالت "بی فضایی" است، بدون آغاز و انجام، و بدون تغییر برای همیشه، (که معرف زمان بی کران و حالت بی زمانی) است، هستی دارد. از این رو زمان و فضای نامحدود (و یا حالت مستقل از زمان و مکان) در اهورامزدا و با اهورامزدا است.

 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 12:56 | لینک  | 

 

در ادیان ابراهیمی خداوند جهان را از "هیچ" آفریده است. در تورات آمده است که: خدا گفت "روشنایی شود و روشنایی شد, خدا گفت زمین نباتات برویاند, علفی که تخم بیاورد و درخت میوه ای که موافق جنس خود میوه آورد که تخمش در آن باشد بر روی زمین, و چنین شد, خدا گفت زمین جانوران را موافق اجناس آن ها بیرون آورد, بهایم و حشرات و حیوانات زمین به اجناس آنه ها چنین شد...".

در قرآن آمده است که: "خدا آسمان و زمین را برای غرض محقق و حکمتی بزرگ آفریده... خدا انسان را از آب نطفه بیافرید... و چهار پایانی را برای انتفاع شما نوع بشر خلقت کرد... و اسب و اشتر و حمار را برای سواری و تحمل, مسخر شما گردانید و چیز دیگری هم که شما هنوز نمی دانید برای شما خواهد آفرید...".

به این ترتیب, در مذاهب ابراهیمی, خداوند جهان و موجودات را از هیچ آفریده و همچنین خداوند همه چیز را آفریده: خوب و بد, فرشته و ابلیس, زندگی و مرگ... به علاوه خداوند همه چیز را در مدت معین (شش روز) خلق کرد و روز هفتم به استراحت نشست.

در سنت زرتشتی, خلقت از "هیچ" مردود است. همچنین خداوند تنها خوبی ذا آفریده است. بدی ساخته و داده خدا نیست. چون خلقت همیشه با خدا و در خدا بوده است. مدت معین برای خلقت ذکر نشده است, و خداوند هم که بی کران و کامل است, نیازی به استراحت ندارد. اصولا مفاهیم کارواستراحت ناظر به جهان محدود و آدمیان غیر کامل است, و درباره اهورامزدا کار بردی ندارد.

فلاسفه زرتشتی, همیشه به نظر آفرینش از هیچ, و آفرینش در مدت شش روز, ناباوری نشان داده اند. فرخ مردان از فلاسفه زرتشتی, نویسنده کتاب پهلوی "شکند گمانیک ویجار" با اشاره به نظریه ابراهیمی خلقت می پرسد: "اگر خداوند تنها با اراده و یک فرمان, زمین و آسمان و جهان را از هیچ خلق کرد, درنگ شش روزه او برای چه بود؟ اگر خورشید را در روز چهارم (چهارشنبه) آفرید حساب سه شبانه روز قبل از آن چگونه صورت گرفت؟ انجام کار با یک فرمان, فرمان دهنده را خسته نمی کند تا نیازی به یک روز استراحت داشته باشد. فرخ مردان, بیان خلقت در شش روز و استراحت یک روز را, در خور بزرگی خدای بی کران, که دهندگی و آفرینش در ذات اوست, نمی داند.

همچنین فرخ مردان توصیف شکل زمین پیش از آفرینش, و آفرینش از "هیچ" را مورد سوال قرار داده می پرسد: "اگر پیش از آفرینش, زمین بی شکل و تهی و تاریک بود, پس باید بی کران بوده باشد, پس این پرسش پیش می آید که خارج از زمین (با توجه به بی شکلی زمین) چه بوده است؟ اگر زمین محدود بود, می باید شکلی می داشته است و اگر شکل داشت, نامحدود نمی توانست باشد و از هیچ نمی تواند به وجود آمده باشد."

در همان کتاب فرخ مردان, داستان آدم و حوا را آن گونه که در کتب مقدس مذاهب ابراهیمی آمده, مورد تردید قرار داده می پرسد که: آیا این داستان, همه دانایی و همه توانایی خداوند را نفی نمی کند؟ فرخ مردان چنین استلال می کند: "اگر خداوند می دانست که آدم و حوا از دستور او سرپیچی می کنند, چرا آنان را آفرید؟ اگر می دانست که آنان چنین رفتار خواهند کرد و با وجود این, آنان را آفرید, خشم گرفتن بر ایشان و تنبیه کردنشان با عدل الهی مطابقت ندارد". فرخ مردان قصه آدم و حوا و اخراج آنان را از بهشت با خرد, و با تعریقی که از صفات و توانایی های خداوند شد, سازگار نمی بیند و آن ها را مخالف عدل و داد خدایی می داند.

آفرینش در سنت زرتشتی, دهشمندی و سازندگی اهورامزدا است و از این رو شاید "نشأت" به آن نزدیک تر باشد تا "خلقت"َ هر چند نشأت هم نیست. خداوند جهان و موجودات را شکل داده است. پیش از این گفتیم که واژه هایی که آفرینندگی اهورامزدا را در گات ها نشان می دهند داتار به چم (معنی) دهنده, و تشا به چم شکل دهنده و سازنده است.

اهورامزدا از هستی خود جهان و آفرینندگان را ساخت و داد.

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

نوشته شده توسط وستا در ساعت 12:15 | لینک  | 

 

سه نجات دهنده خاص در اوستا اوخشیات ارتا (هوشیدر) اوخشیات نماه (هوشیدرماه) و استوت ارتا (سوشیانس یا شاه بهرام) است. داستان شگفت آور مربوط به تولد آن ها از مادران باکره است! این سه نجات دهنده, در آخرین سه هزار سال پیش از پایان جهان, به ترتیب در پایان هر هزار سال می آیند. نخستین هزار سال از آن هوشیدر و دومین از آن هوشیدرماه و سومین از آن سوشیانس یا شاه بهرام ورجاوند است. هر سه آن ها, از نژاد و تخمه زرتشت هستند. دیگر داستان ها درباره این سه سوشیات از این قرار است:

سومین سوشیانت, از دختری باکره ای به نام ویسپاتوروی به معنای همیشه پیروز, متولد می شود. دختر مزبور, از تخمه زرتشت که به وسیله نود و نه هزار و نهصد و نود ونه فروهر در دریاچه هامون نگاهداری شده, باردار می شود.

جایی دیگر زایش سه سوشیانت را از تخم زرتشت با سه پسر او مربوط کرده و آن ها را اشاره های رمزی یا تعبیرهای از این قبیل می داند: معنی نام سه پسر زرتشت ایست و استر, اوروت, و هورچیژا به ترتیب به معنی «آرزوی کار درست», «بارئری نیکویی های آدمی» و «درخشش نور مینوی» است. از تخم زرتشت و مادری باکره به نام «سروتات فذری» به معنای «پیروی از دین», سوشیانتی به نام «اوخ شیات ارت» زائیده می شود که معنی آن «رویش و افزایش راستی» است, از تخم زرتشت و دومین باکره به نام «ونگهوفذری» یعنی «نیکی و تقوی», سوشیانتی به نام «اوخشیت مننگه» متولد می شود که معنی آن «رویش فروتنی و ایمان» است و سرانجام از تخم زرتشت و مادر باکره «اردات فذری» یعنی «نجابت برتر» سوشیانتی به نام «استوت ارتا» به معنای «تجسم راستی یا کسی که خوبی نهایی را در مورد جهان انجام دهد» آفریده می شود. بر باوری, این سه سوشیانت اشاره به سه مرحله پیشرفت دین است که در مرحله اول راستی رشد می کند, در مرحله دوم ایمان افزایش می یابد و در مرحله سوم تجسم خارجی نیکویی پدیدار می شود.

این داستان ها با گات ها سازگاری ندارد. در گات ها, معجزه و چیزی که با خرد ناسازگار باشد, نیست. این گونه داستان ها را نباید جدی گرفت. ضمنا آن را تاثیر مذهب مسیح نباید انگاشت زیرا زمان نوشته شدن این مطلب در یشت 19 پیش از ظهور عیسی مسیح بوده است.

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

تنها دوست دارم یه چیزی بگم: ایران کهن حتی برای داستان پردازی و اسطوره سازی هاشون از مقدسات و زیبایی های نهفته در آن کمک می گرفتن! به نظر من این پاکی و زیبایی ذهن پارسی رو نشون میده! همونی که شاید الان هم به کمک قلم همتون می یاد! خیلی دوست داشتم خیلی از بچه هایی به سن من حتی اگر حوصله ی خوندن فلسفه ی یه چیزی مثل زرتشت رو ندارن دست کم همین اسطورهاشو و داستان های خیالیشو بخونن چون از بین حتی یه جمله ای که شاید حقیقت بیرونی اصلا نداشته باشه می شه زیبایی رو یافت که شاید به ذهن هر کسی بتونه یه جهت حقیقی و درست بده!

 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 16:50 | لینک  | 

 

در گات ها از نجات دهنده ویژه ای سخن نرفته است. سوشیانت در گات ها, یک نام عام است و برای نجات دهندگان بشریت به کار برده شده است. در اوستاهای بعدی, از سه سوشیانت ویژه نام برده شده است (در نوشته ی پسین درباره سه سوشیانت ویژه می نویسم). آن چه که باید دراین جا ذکر شود این است که این سه سوشیانت همه از تخمه ی زرتشت باید باشد. بنابراین, کسانی که می کوشند پیامبر مورد قبولشان را به نام سوشیانت نامبرده دراوستا جا بزنند, در تعبیرنوشته ای که صحت مطالب خود آن مورد تردید است, تحریف می کنند.

سوشیانت آن گونه که در گات ها آمده است, نام ویژه ای نیست و شخص معینی نمی باشد. به کار بردن سوشیانت یا سوشیانس یا شاه بهرام و رجاوند به عنوان (نام ویژه) و محدود کردن آن ها به سه نفر, ساخته و پرداخته اوستای جوان تر است.

تحول مشابه این در تورات هم صورت گرفته است. در تورات, مسیح, یا نجات دهنده اسم عام است و نه اسم خاص و دست کم سی و نه مرتبه به صورت یک صفت, به کار رفته است. از جمله کسانی که این صفت را دارند, کوروش پادشاه ایران و شماری پادشاهان و روحانیون بزرگ اسرائیلی هستند. مسیح به معنای مسح شده "تقدیس و تبرک شده" است و این مفهوم کلی بودن نجات دهنده, عیناً با مفهوم سوشیانت در گات ها تطبیق دارد. بعدها در سنت یهودی, مسیح به صورت «پسر یوسف» و«پسر داود» درآمد. همان گونه که سوشیانت در اوستا به صورت اسم خاص هوشیدر و هوشیدرماه, و شاه بهرام ورجاوند آمده است. ولی در کتاب مقدس, سوشیانت به صورت اسم عام به معنای هر نجات دهنده (پیشرفت دهنده) و یا گروهی از اشوان به صورت اسم مفرد و اسم جمع به کار رفته است. بنابراین در دین زرتشت «نجات دهندگان» زیادی پیش بینی می شوند که البته اشوزرتشت برجسته ترین نجات دهنده است.

هر کسی که در راه پیشرفت و سازندگی جهان و استقرار اشا کار کند در شأن خود, سوشیانت و نجات دهنده است. سوشیانت کسی است که با رایزنی خرد بر طبق اشا عمل کرده و اشا را تعلیم می دهد. با فروتنی, گذشت و مهر (آرمیتی) به دیگران خدمت می کند. به کمال (ه اٌ رو تات) و سرانجام به جاودانی (امرتات) برسد. روشن است که, همه کس به یک درجه کمال نمی رسد. اشوزرتشت تجسم اشا و رسایی و بزرگ ترین سوشیانت (نجات دهنده) بود. 

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

نوشته شده توسط وستا در ساعت 15:56 | لینک  | 

 

در همان هنگام که زرتشت به بینش اهورایی دست یافته و به راهنمایی مردمان و روشن کردن اندیشه آن ها درباره واقعیت هستی سرگرم بود, در رویه دیگری هم موضوع گزیده شدن کسی به پیامبری مطرح بود.

به گفته ی گات ها, در آن هنگام که جهان در آتش نادانی, خشم, و بیداد می سو خت, دروغ, کشتار و ناسازگاری همه جا را فراگرفته بود, گئوش اوروان (روان جهان) به درگاه آفریننده روی آورد و چاره جویی خواست او از خداوند درخواست کرد که رهبری را برای نجات جهان و مردمان بگمارد, تا مردمان را از ویرانگری و بدی باز دارد. گئوش اوروان همچنین نظر داد که: توانایی چسمانی برای چنین رهبری ضروری است.

باز به گفته ی گات ها, اهورامزدا با شنیدن درخواست روان جهان, با فروزه های خود, خرد اهورایی (وهیشتامن) و راستی و داد (اشا و هیشتا) به رایزنی می پردازد.

گزارش گات ها از این رایزنی, بازتابی از آزادمنشی دین زرتشتی است. با آن که اهورامزدا که بر همه چیز آگاه است و بهتر از همه می دانست که چه کسی را برای انجام این کار بزرگ برگزیند, نخست از "اشا" می پرسد که او چه کسی را برای این کار شایسته می داند. "اشا" می گوید که او کسی را نمی شناسد. ولی "گئوش اوروان" همداستان است که چنین کسی باید نیرومند و توانا باشد. اهورامزدا با آرامی از او بازخواست می کند که او که گردش و کار جهان را زیر نظر دارد, چگونه از معرفی چنین کسی ناتوان است! سپس با "وهومن" (خرد) مشورت می کند و در حالی که وهومن سرگرم اندیشیدن است, به آنان می گوید که او اشوزرتشت را برای این کار در نظر دارد (این گفتگو نشان دهنده باور دین زرتشت به آزادمنشی و "دموکراسی" است). زیرا زرتشت تنها کسی بود که بارایزنی با خرد نیک, خدایان پنداری را کنار زده بود و با پیروی از وجدان و اخلاق, گرد بدی نگشت و با پذیرش راستی و داد (اشا) خود را به زیور خوبی و اخلاق آراست. همچنین زرتشت به رسایی خود بسنده نکرده و به رهنمود مردمان برخاسته بود.

روان آفرینش از این گزینش, در شگفت شد! زیرا گمان می کرد که چنین کسی باید از توان بدنی و زور بازو برخوردار باشد تا دشمنان و بدان را سرکوب کند و زرتشت از چنین نیروی بدنی برخوردار نبود. ولی روان آفرینش زود با نادرستی گمان خود پی برد. پوزش خواست و پیمان نهاد که با زرتشت همکاری کند. ضمنا از اهورامزدا درخواست کرد که به زرتشت, استدلالی قوی, سخنی گیرا و تون از اهورایی ارزانی دارد تا در این کار دشواری که به او واگذار شده, کامیاب شود. اهورامزدا چنین کرد و به این ترتیب وحی صورت گرفت.

اشوزرتشت, به کار بستن اندرزهای گات ها را, هنگامی سفارش می کند که فرد با خرد و وجدان خود آن ها را سنجیده, فهمیده و پذیرفته باشد. گسترش دین تنها از راه تبلیغ, با سخن خردمندانه و شیرین, باید صورت گیرد. دست آزیدن به زور و شمشیر و فشار نارواست. دست بردن به زور, تنها در مقام دفاع مجاز است. 

 نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

نوشته شده توسط وستا در ساعت 14:12 | لینک  | 

 

فراگرد پیامبری زرتشت ویژگی هایی دارد که با خرد سازگار است. فراگرد و محتوای "وحی" در دین زرتشت با دیگر دین ها یکی نیست. اشو زرتشت اندیشمند بود, به حقیقت اهورامزدا پی برده بود و تنها وظیفه پیام رسانی نداشت. او با خرد, روش های گوناگون زندگانی را ارزیابی کرده بود. با وجدان و اخلاق آن ها را سنجیده بود و با باور روش درست را انتخاب و به کار بسته بود. از همین رو هنگامی که گزینش پیامبر و رهبراهورایی پیش آمد, اهورامزدا او را برگزید و از او خواست که پیامش را بگستراند.

اشو زرتشت زندگانی درست و دین راستین را در خرد و وجدان خود می شناخت و مردمان را به رفتار نیک فرا می خواند. هنگامی که اهورامزدا, دین زرتشت را تایید کرد و به او ماموریت داد که مردم را به راه راست هدایت کند. آهنگ اشوزرتشت در تبلیغ دین استوارتر شد.

گات ها, پیام و دین اهورامزدا, و کلام آن سخن زرتشت است. اهورامزدا به زرتشت شیرینی و سلاست سخن داد تا بهی را تبلیغ کند. (درباره شیرینی و سلاست سخن زرتشت نوشته ای هست از" گات ها" که پس از این نوشته براتون می نویسم)

در پیامبری زرتشت معجزه ای نبود. نه دریاچه ای خشک شد, نه معراجی صورت گرفت, نه خورشید از حرکت ایستاد, نه ماه دو نیم شد و نه مرده ای زنده گردید. معجزاتی که در نوشته های پهلوی به اشوزرتشت و یا نجات دهنده های پس از او(سوشیانت) نسبت داده اند, در گات ها نیست و با خرد هم سازگار نیست! و هر چه با خرد سازگار نباشد مخالف گات هاست (چیزهایی درباره معجزه های وابسته به زایش زرتشت, و هفت بار دیدار و گفت و گو با اهورامزدا و امشاسپندان (فرشتگان برتر) آمده است که نباید جدی گرفته شود. این نوشته ها که سده ها پس از شکست ساسانیان نوشته شده است برای این بوده که در محیطی که دین های ابراهیمی برتری سیاسی دارند, دین زرتشت بتواند با معجزه هایی که در آن ادیان به پیامبرانشان نسبت داده شد, همسری و برابری کرده و عقب نماند و گرنه چرا از این دیدارها در گات ها ذکری به میان نیامده است؟!)  

گات ها, نام هیچ پیامبری را نیاورده است (منظور غیر از زرتشت است). ولی, اوستا از کیومرس و جمشید به عنوان "نیم پیامبران"ی که پیش از زرتشت بوده اند, نام می برد... هنگامی که جمشید به پیامبری خوانده شد چون از ناتوانی خود آگاه بوده و می دانسته که در انجام این کار بزرگ موفق نخواهد شد, دعوت را نپذیرفت.

 

اگر بازم به مطلب جالبی برخوردم, براتون می نویسم!

 

نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

 

نوشته شده توسط وستا در ساعت 13:29 | لینک  | 

می خوام چیزایی رو که از فلسفه زرتشت می خونم و خوشم می یاد رو باهاتون تقسیم کنم! همین!

فقط تحمل به خرج بدید و نوشته هامو بخونید!

نوشته شده توسط وستا در ساعت 12:37 | لینک  |