اشوزرتشت خداوند را جهان برونی، جهان درونی، و اهورایی توصیف می کند. از جنبه جهان برونی اهورامزدا همه جا هست: در جهان و ماوراء آن. جهان وابسته به اهورامزداست ولی او به جهان متکی نیست. او خارج از زمان و مکان است ولی زمان و مکان در او و با اوست.
از جنبه جهان درونی خداوند درهمه چیز جلوه گر است: در سنگ ریزه ی بیابان، در دانه ی گیاه، در زندگی حیوان، و دراندیشه و روان انسان. او در همه هستی ها هست. هستی تنها بر اهورامزدا استوار است.
خداوند اهوراست، اندام و پیکره ندارد ولی از راه فروزه های خود- که منحصرا نیک و اخلاقی هستند- با افرادی که بخواهند ارتباط شخصی برقرار می کند. اهورامزدا آدمی را در شبه اخلاقی خودش هست کرد. این "شبه" نشان دهنده "اشتراک فروزه ها" ست، و این اشتراک فروزه ها ایجاد "رابطه" ای می کند که بین نیکوکاران و اهورامزدا برقرار برقرار می شود. اهورامزدا پیکره ندارد. پیکره خیالی فروهر را برخی از روی نا آگاهی پیکره اهورامزدا، خوانده اند که درست نیست.
در ادیان ابراهیمی، هم خداوند در برابر پیامبر ظاهر می شود و هم پیامبر به حضور خداوند می رود البته بدون این که خداوند را بیند. در دین زرتشت پیامبر هیچ گاه، با اهورامزدا روبه رو نمی شود بلکه اشوزرتشت تنها در اندیشه و وجدان خود اهورامزدا را می بیند و پیام او را دریافت می کند. این همان ارتباطی است که بین اهورامزدا و آدمیان از راه خرد، وجدان، مهر و دیگر فروزه های اهورایی برقرار می شود. اشوزرتشت از راه اندیشه، وجدان، و بینش خدا را شناخت و پیام او را دریافت داشت. بنابراین آن چه زرتشت از خدا می شناسد، فروزه ها و توانایی های اوست.
نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر

ایرانیان سال خورشیدی نگاه می داشتند، و سال را به دوازده ماه و هر ماه به سی روز بخش می کردند. به این ترتیب سال 360 روز می شد و شروع سال بعد هر سال پنج روز و پنج روز و پنج ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه زودتر انجام می شد. برای رفع این مشکل، هخامنشیان هر شش سال، یک ماه به سالشان می افزودند. اشکانیان هم، همان گاهنامه هخامنشیان را دنبال می کردند. ساسانیان تقسیم دوازده ماه، و هر ماه سی روز، در سال را حفظ کردند برای هر روز نامی معین کردند و پنج روز هم به آخر سال افزودند به نام "گات ها". به این ترتیب، سال ساسانی 365 روز شد و برای جبران ساعت و 48 ثانیه، هر یکصد و بیست سال، یک ماه به سال می افزودند.
در آغاز سده ششم میلادی ساسانیان روش "کبیسه" را برگزیدند یعنی هر چهار سال یک روز به ماه می افزودند و آن را به نام "اورداد" یعنی روز افزوده خداداد می نامیدند.
هفت روز اول ماه به نام اهورامزدا و امشاسپندان (اورمزد، بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمزد، خرداد،امرداد) و 23 روز دیگر به نام ایزدان است. روزهای اول، هشتم، پانزدهم و بیست سوم هر ماه بنام خداوند است (اورمزد، دی به آذر، دی به مهر، دی به دین) بنابراین می شود از جهتی گفت که هر ماه به دو بخش هفت روز و دو بخش هشت روز تقسیم می شود و این نزدیک ترین شباهت تقسیمات ماه زرتشتی با ماه به چهار هفته ای است.
نام های سی روز ماه:
اورمزد: خداوند جان و خرد... بهمن: منش (اندیشه) نیک... اردیبهشت: راه راستی، دادگری... شهریور: توان برگزیده و سازنده... سپندارمزد: مهر و آرایش افزاینده... خرداد: رسایی و خود شناسی... امرداد: بی مرگی و جاودانی... دی به آذر: آفریدگار... آذر: آتش، فروغ... آبان: آب ها... خیر: خورشید... ماه: ماه... تیر: ستاره باران... گوش: گیتی... دی به مهر: آفریدگار... مهر: پیمان و دوستی... سروش: کارکرد به ندای وجدان، پیام آور راستی و دین... رشن: دادگری... فروردین: روان پاسدار، پیشرفت... ورهرام: پیروزی... رام: صلح و آشتی... باد: باد(هوا)... دی به دین: آفریدگار... دین: وجدان و دین... ارد: برکت و داده اهورایی... اشتاد: کار، داد، راستی... آسمان: آسمان... زامیاد: زمین... مانتره سپند: سخن اندیشه زا، نماز، گفتار نیک... انارام: نور درخشنده و روشنایی بی پایان
نام دوازده ماه سال:
نوشته شده از کتاب: دیدی نو از دینی کهن "فلسفه زرتشت"- نویسنده: دکتر فرهنگ مهر
* پایانی برای آفرینش نیست. همان گونه که آغازی نداشته است. اهورامزدا همیشگی است و فروزه های او از جهت چونی (کیفی) هم دگرگونی ناپذیرند و از جهت چندی (کمی) افزاینده. آفرینش یکی از آن فروزه هاست.
* اشا دگرگونی ناپذیر است. بنابراین راستی پایانی ندارد.
* گات ها، اشاره به پایان زمان دارد. پایان زمان، سرانجام یک دوره (سیکل) آفرینش و ادامه آن بیرون از زمان و یا در بی ابعادی است.
داوری همگانی، و آزمایش های سخت، متضمن عذاب جسمانی، که در کتاب های پهلوی به آن ها اشاره شده است، در گات ها وجود ندارد. ولی در گات ها، از آتش اهورایی، سخن رفته که در روز داوری همگانی به کار می رود. این آتش اهورایی با آتش مادی تفاوت دارد. آتش اهورایی، نوری است که در دل هر اشویی می درخشد. باید به یاد آوریم که: خداوند، نور و روشنایی بی کران است و در پرتو این روشنایی است که کرده ها سنجیده می شود. اشاره گات ها به آزمایش آتش اهورایی، همان آزمایش با قانون اشا است که کارنامه اعمال آدمی را رو می کند. طبق نوشته ی گات ها، قانون اشا است که چگونگی پاداش را معین می کند. آتش مادی می سوزاند، آتش مادی شادی به نیکوکار نمی دهد. بنابراین هر جا آتش اهورایی، در گات ها به کار رفته، باید آن را به معنایی روشنایی و بینش دانست. اشوزرتشت، اعلام می دارد که هر اندازه مهر و فروتنی (آرمیتی)، و داد در جویندگان حقیقت بیشتر شود، در پیمودن راه اشا استوارتر می شود و آتش اهورایی خرد (وهومن)، پاداش آنان را می دهد. روشن است که، آتش اهورایی خرد نمی تواند بسوزاند. ولی، می تواند روشنایی و آگاهی بخشد.
آتش، در دین زرتشت و دیگر ادیان، نشانی از خداست. در انجیل مسیح آمده است که «خدای ما آتش در حد کمال خود است». در قرآن آوده است که «خداوند نور آسمان ها و زمین است». در سنت کلیمی، در وحی کوه سینا، خدای یهود (یهوه)، در آتش، در بالای کوه سینا ظالهر شد و دود آن آتش، همانند آتش کوره بالا رفت و همه کوه به شدت لرزید. البته در هیچ یک از این دین ها پیامبر خدا را ندیده است. آتش شعله ور در گات ها، اشاره به روشنایی است که بر روی اعمال افراد می تابد و خوب و بد، آن گونه که هست افشاء می شود و آن وقت، هر فردی نتیجه اعمالش را طبق قانون اشا می بیند.
دین زرتشت، دین آزادی، داد و امید است: آزادی گزینش راه زندگی، داد و بهره برداری از کار خود، و امید به برخورداری از بهترین هستی. بنیادهای زرتشتی در زمین راستی و داد ریشه می دوانند، از آبشخور خرد سیر آب می شوند و میوه آن ها آزادی و شادی است. برای نمونه گات ها آدمیان را به گزینش منش نیک، رهبر درست، دوست خردمند و همسر اشو سفارش می کند، ولیوادار نمی کند. حتی انتخاب دین آزاد است.
دین زرتشت به هر فردی به عنوان فرد ارج می گذارد. آزادی آدمی، با ارزش ترین داده خدایی است و هیچ کس هوده (حق) گرفتن آن را ندارد. این آدمی است که باید با رایزنی خود دینش را با آزادی انتخاب کند.
زرتشتی زاییده شدن، به تنهایی کافی نیست. این است که هر زرتشتی هنگامی که به سن بلوغ می رسد، پیمان دین را در برگزاری آیین سدره پوشی می بندد و دینی را که تا آن هنگام به پیروی از پدر و مادرش داشته، خود با دانش و اراده می پذیرد و به رفتار به آن، پیمان می گذارد.
خستویی (اعتراف) به داشتن دین، بدون باور به آن کاربردی ندارد.
